مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )
10
زينت المجالس ( فارسى )
چند جمعكرده شود ( كذا ) دور نيست كه مقبول قلوب و مطبوع طبايع گردد در اين باب مبالغه و الحاح فرمودند اگرچه درين تصانيف و تصنيف را درجهء زياده از پايهء خود ميدانست و پايهء از مرتبهء خويش ميديد ليكن رد التماس عزيزان بغايت صعب و دشوار مينمود لهذا استدعاى استعانت و توفيق او از بارگاه خداوند بىانباز و رفيق نموده از كتاب جامع الحكايات كه مؤلف محمد العوفيست و نزهة القلوب كه مصنف حمد اللّه المستوفى القزوينى است و تاريخ حبيب السير كه تصنيف غياث الدين بن الهام كه مشهور بخواندمير است و كتاب روضة الصفا كه تصنيف و تاليف اكابر فى العالم محمد بن خواندشاه البلخى كه مشهور بخواندمير است و كشف الغمه على بن عيسى و تاريخ ابو حنيفه دينورى و ابن خلكان و بهجة المناهج حسن بن حسن سبزوارى و نگارستان قاضى احمد غفارى و عجايب المخلوقات و فرج بعد الشدهء ابو محسن و تاريخ يافعى و تاريخ حافظ ابرو و از ديگر كتب اخبار و تواريخ كه ذكر آن موجب تطويلست سخنان دلپذير و حكايات بىنظير در سلك تنظيم و تحرير كشيده و تغيير الفاظ و عبارات نمود تا ميان اين نسخه فرقى وقوع انجامد و اين كتاب مشتمل بر نه جزو است و هر جزوى از آن ده فصل رجاء واثق و وثوق صادق كه مستعدان روزگار و مستحفظان سير و آثار اگر بر سهوى و خطائى واقف گردند آن را بر پريشانى مآل و پراكندگى احوال شكسته فرمايند و دامن عفو و اغماض بر آن پوشند غلط گفتم بقلم كرم در اصلاح كوشند و اين اوراق بزينة المجالس موسوم گرديد و من اللّه الاعانة و التوفيق جزو اول و آن مشتمل بر ده فصلست فصل اول در بيان معرفت پروردگار فصل دويم در بيان معجزات انبيا فصل سيم در بيان كرامات اوليا و مقامات اصفيا فصل چهارم در ذكر ملوك عجم و سلاطين ماتقدم فصل پنجم در تاريخ خلفا و مآثر ايشان فصل ششم در بيان احوال پادشاهان اسلام كه معاصر عباسيان بودهاند فصل هفتم در خاصيت عدالت فصل هشتم در سيرتهاى ملوك و اخلاق سلاطين ماضى رحمهم اللّه فصل نهم در لطايف و ظرايف سخنان اهل زمان فصل دهم در كياست ملوك عدالت آئين . فصل اول در معرفت آفريدگار تعالى و تقدس - ببايد دانست كه اول چيزى كه بر بنده مكلف واجبست معرفت آفريدگار است كه خلعت خلقت در بر موجودات انداخته و بقدرت كامله و حكمت شامله اسباب معاش و معاد ايشانرا كماينبغى ساخته و مكونات بالا و پستى بر وجود و هستى او گواهى دهند شعر برگ درختان سبز در نظر هوشيار * هر